تبليغاتX
 

 

با همه ی شعر و غزل خوانی ام
گنگ ترین واژه ی عرفانی ام
گوی مرا طاقت صبری نماند
کز طلب عشق تو چوگانی ام
فخر من این است که در عید تو
پیش قدم های تو قربانی ام
تو غزل معرفت و حکمتی
من خط نشناخته ، سُریانی ام
شاعرم و فال به نامت زدم
ترسم از آن است بسوزانی ام
باغ تو را در همه جا آبیار
نیست به جز دیده ی بارانی ام
ناب ترین شعر همی دانمت
سخت ترین قافیه می دانی ام
عقل ز دستم شده و سایه وار
در شُرف بی سر و سامانی ام
پیش بیا طالع من را بخوان
تا که بدانی ز پریشانی ام
در دل من تیرگی داغ هاست
گرچه پر از هاله ی نورانی ام


رند تبریزی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 20:9  توسط رند تبریزی  |