تبليغاتX
 

 

حالا که دلم عاشق لب های توست
در خاطره ام لهو و لعب های توست
من مست توام بدان اين را بانو
ودکای من آن بوسه ی شب های توست


با آمدن تو چشمه ساران جوشيد
دلها همه شادی شد و غم ها پوسيد
مجنون که چنين سرخی لبهايت ديد
آمد به وصال و روی ماهت بوسيد


تو قلب مرا خودت اسارت بردی
با موی بلوند خود به غارت بردی
دهقان فداکار که کبريت نداشت
آن شب که مرا زیر قطارت بردی


لب های تو ارغوانی و من مستم
سودای تو آسمانی و من پستم
با اینهمه پستی به رخت می گویم
رندی که تو عاشقش شدی من هستم

رند تبریزی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 22:16  توسط رند تبریزی  |